ابراهيم عاملي ( موثق )

195

تفسير عاملي ( فارسي )

و بعضى گفته‌اند : يعنى با اجبار هم نميتوانيد ما را برگردانيد . « قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّه كَذِباً » 88 طبرى : يعنى به خدا تهمت زده‌ايم و سخن باطل گفته‌ايم اگر بدنياى شما برگرديم . « ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » 88 مجمع : در معنى اين جمله ها چند قول است : 1 - شايسته نيست كه مذهب و طريقه ى شما را در عبادت پيش گيريم مگر كه خداوند مذهب را نسخ كند و بمذهب شما مأمور كند ، 2 - جعفر بن - حرب گفته است : مقصود وابسته كردن به شرط ناشدنى است ، يعنى ما برنمىگرديم مگر خدا بخواهد ، و چون هرگز خداوند نميخواهد كه بدين شما برگرديم ما نيز برنمى - گرديم . 3 - يعنى مگر در سرنوشت ما و خواست خداوند باشد كه مجبورمان كنيد به برگشتن از دين و ما باجبار برگرديم . 4 - مقصود برگشتن به آن ده باشد كه تهديد باخراج از آن كرده‌اند ، و معنى چنين است : ما از اين ده ميرويم تا خداوند بخواهد و ما را بر شما چيره كند و به اين ده برگرديم . 5 - يعنى ما بدين شما برنمى - گرديم مگر خدا بخواهد كه شما بدين حقّ بگرويد و همگى بر يك روش باشيم . ابو الفتوح نوشته است : قطرب المستنير گفت : در كلام تقديم و تأخير هست ، و تقدير آن است كه « لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا » الَّا ان يشاء اللَّه ان تعود في ملَّتنا « پس استثنا در كلام كفّار باشد نه در كلام شعيب و جبر منسوب بكفّار بود نه بشعيب ، آنگه كلام شعيب حكايت كرد : » وَما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها « جواب هفتم از اين آن است كه الَّا كه خداى تعالى خواهد كه ما را متعبّد كند به اظهار كلمه ى كفر و اخفاء كلمه ى ايمان . « رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا » 88 ابو الفتوح نوشته است : جبّائى گفت : معنى او آن است كه بار خدايا ما را برهان و اين كافران را هلاك گردان . فخر : ابن عبّاس و سدّى و قتاده و حسن بصرى گفته‌اند : يعنى حكم و قضاوت كن ، و فرّاء گفته است : مردم عمان قاضى را فاتح و فتّاح مينامند ، چون جاى حقّ و عدالت را باز مىكند ، ابن عبّاس گفته است معنى اين جمله را نميدانستم تا آن روز